کجایید اى شهیدان خدایی... بلا جویان دشت کربلایی...
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

سلام
من بی سر و پا خود را کنار این استخوان سر و پا ، یافتم...
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
ثامن تم
دیگر امکانات
روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
شبکه اجتماعی سنگریها
مطالب اخیر وبگاه

چند روز بعد از عملیات بود...

یه نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار دستش بود...

هر جا می رفت همراه خودش می برد...

از یکی پرسیدم...

این بچه چشه...

گفت...

آر پی جی زن بوده...

توی عملیات اون قدر آر پی جی زده که دیگه نمی شنوه...

باید براش بنویسی تا بفهمه...

گوش هاش رو داد تا چشم و گوشمون باز بشه...

چشم و گوش مون که باز نشد هیچ...

بماند...



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در یکشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۴ |

چای روضه صحبتش از چای معمولی جداست 

اهل چایی نیستم، این نیتش صرفا شفاست ‌

ما نمک پرورده ی این خاندان هستیم و بس

هرکسی سائل شود اینجا یقینا پادشاست



دل نوشت: بدجور هوس چای روضه کرده ام ارباب..

______________________________________________________

خواهش نوشت: برای آدم شدنم دعا کنید

 یاعلی



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ |

به یاد آنهایـــی که جز استخوانهایشـــان چیزی از جسمشان نمانـــده اما عظمت و شکـــوه غیرت

و روحشان عالــــم را فرا گرفته،


باز هم همان جملـــه ...

                                           ♥شهـــدا شــــرمنده ایــــم♥



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در جمعه ۲۲ اسفند۱۳۹۳ |

ای کاش کتیبه قـبـرم
در انعکاس پرتو خورشـید
نـام شـهـیـد داشـت...
ای کاش کتیبه ی قلبم
در پاسخ گلوله ی دشمن
خـون شـهـیـد داشت...
ای کاش این تـن خاکی
در واپسین لحظه ی بدرود
در آخـریــن وداع
بوی شهید داشت!

یادمون باشه اگر شهید نشیم، باید بمیریم.
نقطه سرخط...



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در جمعه ۸ اسفند۱۳۹۳ |

کیان...

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد. . . .
دانشگاه که قبول شد،همه گفتند باسهمیه قبول شده.!!!
ولی. . . .هیچ وقت نفهمیدند  کلاس اول وقتی می خواستند به او یاد بدهند که بنویسد"بابا". . . .

یک هفته در تب سوخت



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ |

بعضـــے ها وقتــــے مـے رونــــد آن قَدر سبکبارنــــد ڪه آدم بهشان غبطه مـے خورَد ...

دَر وصیــــت نامـــه اش نوشته بـــود :

" فقط هَفـــت تا نماز غفیله ام  قضا شده ؛ لطفـــــاً برایم بخوانیــــد! "

(شهید مسعود گنجی آبادی)



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در سه شنبه ۱۴ بهمن۱۳۹۳ |

"اگر برای خداست،بگذار گمنام بمانم"

شهید گمنام



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ |

هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا !  و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....


برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید...

 



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در جمعه ۲۶ دی۱۳۹۳ |

 

شهدا هنوز پشت خاکریز منتظر لبیک اند...

 

بیدار شو رفیق من.... شهدا  منتظرن



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در دوشنبه ۱۵ دی۱۳۹۳ |

 

هیــــــچ میـــــدآنی چــِـــــرآ بی حآصــِــــلیـــــم؟

چــــون کــِــــه اَز یـــــآدِ شــَـــهیــــدآن غآفـِلیــــــم



مربوط به موضوع :
نویسنده امیر حسین قاسمی در دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ |

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه